جايزه به خاتمي زير پرچم آمريكا

آنان راکه ازمرگ می ترسند ازکربلا میرانند
در حالی که برخورد قانونی با فتنه گران که خیابان ها را جولانگاه رفتارهای غیرقانونی خود ساخته اند، با واکنش هایی روبرو شده است،مروری تاریخی حوادث مشابه، دربردارنده مطالبی خواندنی است.شباهت های تاریخی شرایط امروزین با حوادث ابتدای انقلاب مساله ای است که اینک از نگاه بسیاری پوشیده نیست و جالب آنجاست که آیت الله هاشمی رفسنجانی در حوادث 5 اسفند 59به این موضوع اشاره داشته و به راهکارها و شیوه های فتنه گران آن روز می پردازد.
هاشمی رفسنجانی درمصاحبه مطبوعاتی که روزنامه جمهوری اسلامی آن را منتشر ساخته در مورد چماقداری و وظیفه مسئولین درارتباط آن می گوید:«برای ریشه یابی این این قضیه زیاد لازم نیست زحمت به خودمان بدهیم،ما خودمان بیست سال،بیست و پنج سال با رژیم قبلی مبارزه می کردیم و شیوه های گوناگونی که مخالفین و اقلیتها بکارمی برند همه را بارها و بارها عمل کردیم وبلدیم که چه شیوه هایی بکار می برند یک جریانی هست مخالفین وضد انقلاب،بطور کلی در این حوادث اخیر تلاش می کنند یک بن بستهایی در مقابل نیروی مسئول کشور بوجود بیاورند که هر طرفش برای مسئولین مشکل ایجاد کند این یک شیوه ایست در مبارزه و مبارزین ایشان اینطور فکر می کنند مثلا یک نشریه ای ممنوع می شود آنها می گویند،نشریه را چاپ می کنیم می آوریم در خیابان،دولت چه می کند یا می آید آنجا نشریه را بگیرد پاره کند(مخصوصا که دست خانم ها که بدهند) آنها هم باز قیافه مظلومانه تری که می توانند بگیرند سرو صدا راه می اندازند
سبزها درصدد هستند تا نامهای را با مضمون عذرخواهی به باراک اوباما تحویل سفارت امریکا در بریتانیا داده و لوحهای یادبودی تحویل سفارتخانه های امریکا در سراسر اروپا دهند.
خبرگزاری دیلی تلگراف از تلاش سبزها برای عذرخواهی از آمریکا در سالروز تسخیر لانه جاسوسی خبر داد.

سبزها درصدد هستند تا نامهای را با مضمون عذرخواهی به باراک اوباما تحویل سفارت امریکا در بریتانیا داده و لوحهای یادبودی تحویل سفارتخانه های امریکا در سراسر اروپا دهند.
در همین راستا محسن مخملباف، کارگردان غرب زده که این روزها نقش سخنگوی میرحسین موسوی را در آن سوی مرزها ایفا می کند در مصاحبه ای گفته است: مردم ایران باید مخالفت خود را با تسخیر سفارت آمریکا که در سال 1979 انجام شد، اعلام کنند!
این در حالی است که اتخاذ چنین موضعی از سوی رسانههای اصلاح طلب میتواند هزینههای سنگینی را برای آنها به همراه داشته باشد و شاید دلیل انتشار نیافتن سخنان اخیر مخملباف در این رسانهها نیز به همین دلیل باشد.
از سویی دیگر در آستانه سالروز 13 آبان برخی از رسانههای اصلاح طلب با اشاره به زندانی بودن افرادی چون امین زاده و میردامادی به نقش پررنگ آنها در تسخیر لانه جاسوسی اشاره کردهاند و از آن به عنوان سابقه ای درخشان و مبارزاتی یاد کردهاند.
رهبران جنبش سبز از جمله محمد خاتمی و میرحسین موسوی بارها در سخنرانی ها و بیانیههای خود ادعا کردهاند که ادامه دهنده راه و آرمانهای امام خمینی (ره) هستند، در نتیجه اعلام برائت از اقدامی که مورد تقدیر رهبر کبیر انقلاب قرار گرفته است، برای آنها پرهزینه خواهد بود و تناقضی دیگر را در شعار و عمل اصلاح طلبان به نمایش خواهد گذاشت.
میرحسین موسوی در بیانیه اخیر خود که به مناسبت فرا رسیدن 13 آبان منتشر کرد، ترجیح داد تا به مسئله تسخیر لانه جاسوسی نپردازد و صرفاً به بیان شعارهای دشمن پسندانه بسنده کند.
همچنین محمد خاتمی در حالی در سخنرانی اخیر خود که شب شنبه انجام شد به موضوع برگزاری مراسم 13 آبان هیچ اشارهای نکرد که طرفداران سبز وی از روزها قبل تبلیغات گستردهای را برای تحت الشعاع قرار دادن مراسم این روز آغاز کردهاند.
در هر صورت این گزارش که در خبرگزاری دیلی تلگراف منتشر شده است میتواند پاسخ مناسبی برای علت رفتارهای مرموز رهبران جنبش سبز در روزهای اخیر باشد.


آغاز پروژه بوفه: بهار 88
زمان تصویربرداری و تکمیل پروژه


مجري برنامه قبل از حضور صفارهرندي در آمفي تئاتر دانشگاه، بياناتي از امام خميني (ره) را در خصوص استكبار جهاني قرائت كرد كه حاميان سبز در مقابل آن شعار "نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم " را سر دادند. اين افراد اعلام نكردند كه چرا بايد از سخنان امام خميني(ع) بترسند؟

محمدحسين صفارهرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي بعدازظهر امروز در نشست دانشجويي سالگرد 13 آبان در آمفيتئاتر دانشكده برق دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي حضور پيدا كرد كه اين نشست حاشيههايي را به همراه داشت:
* قبل از حضور صفار هرندي در آمفي تئاتر دانشگاه عدهاي از حاميان ميرحسين موسوي كه در انتهاي آمفي تئاتر تجمع كرده بودند با در دست داشتن پلاكارد و نمادهاي سبز رنگ و با شعار مرگ بر ديكتاتور قصد داشتند از همان ابتدا جو نشست را ملتهب كنند.
* مجري برنامه قبل از حضور صفار هرندي در آمفي تئاتر دانشگاه، بياناتي از امام خميني (ره) را در خصوص استكبار جهاني قرائت كرد كه حاميان سبز در مقابل آن شعار "نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم " را سر دادند. اين افراد اعلام نكردند كه چرا بايد از سخنان امام خميني(ع) بترسند؟
* جمع زيادي از دانشجويان حاضر در جلسه نيز با در دست داشتن تصاويري از مقام معظم رهبري و امام خميني(ره) عليه حاميان موسوي شعار داده و از آنها دعوت ميكردند كه به جاي هياهو و رفتار دون شأن دانشگاه، به گفتگو و طرح سوال از صفارهرندي روي آورند.
* پس از ورود صفار هرندي به آمفيتئاتر دانشگاه و هنگامي كه سخنران نشست از وي دعوت كرد تا در محل سخنراني حضور پيدا كند حاميان موسوي با هو كشيدنهاي مداوم و شعارهاي " ننگ ما ننگ ما وزير ارشاد ما " سعي داشتند جو سالن را ناآرام كنند. صفار هرندي در پاسخ به آنان گفت: حق با شماست، وزير ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسراني كه اختيار كرده مايه شرم وي شده و اين وزير ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران خود به خارج از كشور پناه برده است.
دانشجويان حاضر در سالن در اين هنگام با دست زدن سخنان صفار هرندي را تاييد كردند.
* هنگامي كه صفار هرندي قصد داشت سخنان خود را آغاز كند حاميان موسوي با شعار " ياحسين ميرحسين " سعي داشتند اجازه ندهند تا صفار هرندي سخنراني خود را آغاز كند. و صفار هرندي در مقابل اين اقدام آنان اظهار داشت: انشاءالله خداوند به ميرحسين موسوي كمك كند تا وي از اين مخمصه خارج شود. وي افزود: اين يا حسيني كه شما سر ميدهيد هماني است كه عدهاي در كربلا سر ميدادند تا صداي حسينبنعلي (ع) به گوش كسي نرسد.
* حاميان ميرحسين موسوي سپس شعار " بسيجي واقعي همت بود و باكري را " سر دادند كه صفار هرندي در پاسخ آنها گفت: همين طور است شهداي واقعي همت، باكري و سردار شوشتري بودهاند.
* صفار هرندي در واكنش به شعار " نصرمنالله و فتح قريب مرگ بر اين دولت مردم فريب " حاميان موسوي خاطرنشان كرد: مشخص است كه چه كساني در زمان حكومت خود مردم فريبي ميكردند.
در اين حين حاميان موسوي با حمله به سمت تريبون محل برگزاري نشست كه با واكنش عدهاي از دانشجويان همراه بود با آنان به درگيري فيزيكي پرداختند. پس از اين اقدام حاميان موسوي، سالن برگزاري نشست بسيار ملتهب شد و در مقابل اقدامات حاميان موسوي، دانشجويان شركت كننده در اين نشست شعار " مرگ بر منافق " را سردادند.
* اين عده از حاميان سبز كه تا اين لحظه نتوانسته بودند به اهداف خود برسند، در حركتي عجيب پشت به سالن و سخنران نشسته و شعارهايي را عليه صفارهرندي سر دادند كه اين اقدام آنان موجب خنده دانشجويان حاضر در سالن شد كه اين حركت حاميان موسوي را ناشي از درماندگي و عدم آمادگي براي شنيدن سخن مخالف ميدانستند.
* صفارهرندي در پاسخ به شعار اين گروه افراطي كه شعار "تا احمدينژاده، هر روز همين بساطه " را سر ميدادند، خاطرنشان كرد: پس از نظر شما كه مثلا معني ديكتاتوري و دموكراسي را فهميدهايد، كساني كه 24 ميليون رأي آوردهاند بايد حكومت را به كساني كه نيمي از اين رأي را آوردهاند را بايد تحويل دهند؟
* حاميان موسوي كه تا پايان مراسم پشت به محل برگزاري نشست و سخنران جلسه كرده بودند شعار " بلندگو را خاموش كن " را سر ميدادند كه صفار هرندي به واكنش به اين شعار آنان گفت: شما حرف حساب را گوش كنيد و تا نوبت من است حرفي نزنيد و هر گاه نوبت به شما شد بنده گوش ميكنم.
* صفارهرندي در ادامه جلسه خطاب به حاميان موسوي گفت: شما كه دوستان خوبي براي خاتمي نبوديد و در دوران دولت اصلاحات از وي عبور كرديد و حالا هم به جايي خواهيد رسيد كه از موسوي نيز عبور خواهيد كرد و ما نگران مخالفتهاي شما نيستيم.
* حاميان ميرحسين موسوي كه كنترل عصبي خود را از دست داده بودند در اين هنگام شروع به فحاشي مستقيم به صفار هرندي كردند كه صفار هرندي در پاسخ اظهار داشت: بايد براي شما درس اخلاق گذاشت. شما بايد در كلاس اول دبستان بنشينيد تا برايتان مشخص شود كه عدد 24 بزرگتر است يا عدد 13!
* صفار هرندي در ادامه و در خصوص شعار "بسيجي واقعي، همت بود و باكري " حاميان موسوي تاكيد كرد: شما فقط حاميان بسيجياني هستيد كه به شهادت رسيدهاند و اگر همت اكنون زنده بود معلوم نبود شما چه بلايي سر وي ميآورديد اما بايد توجه داشته باشيد همت همان كسي بود كه به عنوان اولين فرمانده در منطقه لبنان حاضر شد و به مبارزه با رژيم صهيونيستي پرداخت .
* صفار هرندي در پاسخ به شعار حاميان سبز مبني بر "روحاني واقعي منتظري و صانعي " نيز تصريح كرد: قابل توجه شما، منتظري همان كسي است كه از سوي امام خلع شد.
* در ادامه اين نشست، حاميان موسوي كه ديگر تاب سخنان صفارهرندي را نداشتند و ترجيح ميدادند به نحو ديگري جامعه مدني را تعريف كنند، كيسههاي كفش و دمپايي را در ميان خود توزيع ميكردند كه صفارهرندي در اين خصوص گفت: اكنون من شنيدهام كه يك كيسه كفش و دمپايي در ميان شما پخش شده است اما بدانيد منتظرالزيدي با جسارت مثالزدني رودرو در مقابل بوش ايستاد و كفشش را به سوي وي پرت كرد. نه مثل شما كه پشت محل برگزاري نشست كردهايد.
* سپس حاميان موسوي كانديداي شكست خورده انتخابات قصد داشتند اين كفشها را به سمت صفارهرندي پرتاب كنند كه دانشجويان حاضر در نشست، مقابل تريبون محل برگزاري سخنراني حائل درست كرده و اجازه اين كار را را ندادند.
* مجري اين نشست در اين هنگام پشت تريبون آمده و خطاب به حاميان سبز گفت: لازم است كه شأن اين جلسه را حفظ كنيد و در پايان سخنراني آقاي صفارهرندي به شما نيز وقت داده ميشود تا به بيان ديدگاههاي خود بپردازيد كه در مقابل حاميان سبزرنگ شعار " ارزشش و نداره " را سردادند و صفار هرندي در پاسخ اظهار داشت: بنده آنچه شرط بلاغ بود براي كساني كه گوش شنيدن داشتند گفتم.
* صفار هرندي در ادامه خطاب به حاميان موسوي خاطرنشان كرد: ما دروغگوها را شناختهايم آنها كساني هستند كه ترانه موسوي را كشته پنداشتند و بر سر قبرهاي خالي رفتهاند و در مراسمهاي ترحيم خيالي شركت كردهاند.
* حاميان ميرحسين موسوي كه از جوابهاي صفار هرندي خشمگين شده بودم، مجددا به فحاشي روي آوردند كه صفار هرندي در پاسخ گفت: شما همان كساني هستيد كه پس از مشخص شدن دروغ بودن 72 تن كشته خيالي، با نهايت شرمساري اسامي آنان را كه در سايتهاي خون درج كرده بوديد از روي سايتتان حذف كرديد.
* صفار هرندي در پاسخ به همهمههاي حاميان موسوي نيز گفت: اين همان صدايي است كه در كربلا هم شنيده شد و من اميدوارم كه شما براي امثال كروبي و ميرحسين موسوي بيش از اين دردسرهاي كه خلق كردهايد را ادامه ندهيد.
محسن مخملباف ازدیروز تا امروز... از توبه نصوح تا جنسیت و فلسفه...


علیرضا قزوه شاعر انقلابی، در تازه ترین سروده خود با عنوان: روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید، در باب فتنه اخیر نکات قابل تاملی بیان نموده است. در ادامه این شعر را می خوانید:

جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید
می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید
صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید
از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رای ها به شیخ همان یک وجب رسید
مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!
جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید
صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید
هر کس که دم زد از ادب مرد حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید
شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید
دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید
با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید
گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید
چیزی نبود حاصل شان
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید
خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید
آيتالله صافي گلپايگاني از مراجع تقليد، شعر تازهاي با عنوان «خاكسار دوست» به مناسبت ميلاد امام رضا (ع) سروده است.
باز آمــــدم به طــوس، به شهـر و ديار دوست
شهر شهــــادت و حــــرم مشــــكبار دوست
شهــرى كه هســـت قبــــلهي عشــاق و عارفان
شهرى كه هست مشتهـــر از اشتـــهار دوسـت
شهـــر وفـــا و طــور لــــقا مشهـــد رضـــا
دارد شرافـــت از شـــــرف و اعتبـــار دوست
ز آن طـــوس گشتــه شهـــره آفــاق كاندر آن
گرديـده دفــــن، پيــكر پر افتـــخار دوســت
ميســــوختم ز آتــش ســـوزان هــــــجر او
شــــُكر آن كه باز، كــرد نصيبم جـوار دوست
آب حيــــات و عمــر ابــــد كــى برابر است
با دولــت حضــــور دمى در كنـــار دوســـت
امــــر جهــان و نظـــم امـــــور جهــــانيان
ز امــــر خــــدا است در كف با اقتدار دوست
صـــف بســتهاند خيـــل ملائــك به احتـرام
در روضــــهي مقـــدس گردون مدار دوســــت
ما را سخن ز بيش و كم و هست و نيست، نيست
بگـــزيدهايم خــــطّ و ره اختـــيار دوســـت
من كيـستم كه در ره او جــــان فــــدا كنــم؟
جانــم فـــداى آن كه بــود جــان نثار دوست
جــود و گـــذشت و مــــردى و ذرّه پــرورى
رحـم و وفــا و مهر و كــرم هست كار دوست
تنــها نــه خاكـــسار در دوســت گشتـــــهام
من خاكســـارم آن كه بـــود خاكـسار دوست
در كفشـــــدارى حــرم شـــاه ديـــن رضـــا
من كفشــــدار آن كه بــود كفشــــدار دوست
لطفالله صافي
نوشتم و نوشتم، مثل سابق، مي پنداشتم براي اسلام و آزادي قلم مي زنم، نميدانستم كه هر زخمه قلم، زخمي است بر دل مجروح پدر، با خود گفتم: چون زنگي مست، تيغ برهنه كردهاي، بر كه ميزني؟ او پدر است نه كافر حربي.
![]()

مهدي خزعلي در آخرين به روز رساني وبلاگشخصي خود مطلبي را با عنوان "ديگر بدون رضايت پدر نمينويسم " منتشر كرده است.
در بخشي از اين مطلب آمده است:
نوشتم و نوشتم، مثل سابق، مي پنداشتم براي اسلام و آزادي قلم مي زنم، نمي دانستم كه هر زخمه قلم، زخمي است بر دل مجروح پدر! تا او را در بستر يافتم، دردم دو چندان شد، با خود گفتم: چون زنگي مست، تيغ برهنه كرده اي، بر كه مي زني؟ او پدراست نه كافر حربي!
دوش با خود عهد كردم تيغ در نيام كشم و قلم در خامه دان نهم و تا رضايتش ننويسم، يا اگر مي نويسم فقط براي خانواده ام بخوانم، چرا كه نه، آنها اولين و آخرين مخاطب منند، گاهي با نوشته هاي من ريسه مي روند و گاه مي گريند، گاه تنها پل ارتباط من و آنها اين نوشته هاست، فرزند براي مادر مي خواند و مادر براي فرزند، و با هم مي خندند، من نيز خودرا شريك محفل شادشان مي دانم، به چه ميخندند، به آسمان پر ستاره سلول من ؟ يا به پتوي سابقه دار انفرادي؟ به هر چه مي خندند، خوشحالم كه در اوج سختي توانسته ام لبخند را به خانه ام بياورم! مي دانم،چه سخت است "روز وداع ياران " ، امروز با دوستان همدل و يكرنگي كه شبهاي تنهايي مان را در محفل مجازي به هم انديشي مي نشستيم وداع مي كنم، مي دانم كه همه مرا درك مي كنند،...
ملت ما آنقدر فهيم و بزرگ است كه ادب در برابر والدين را آموخته و به فرزندانش مي آموزد، من تا كسب رضايت پدر با شما وداع مي كنم و درسايت چيزي نمي نويسم مگر با رضايت او. بدرود.
اثرات این تخریب وجهه را میتوان در اخبار مختلف رسانههای بیگانه كه در خصوص كشورمان منتشر میشود، ردگیری كرد.
با اینكه هفتهها از وقایع تلخ پس از انتخابات میگذرد، اما هنوز تابوی دروغینی كه سبزپوشان و سركردههای آنان از كشتهشدهها درست كردهاند، به ابزاری برای رسانههای بیگانه و معاند جهت تبلیغ علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.


این موضوع در حالی است كه روز به روز كه از انتشار لیست دروغین 72 نفره میگذشت، یك به یك كشتههای جعلی زنده می شدند و خط بطلانی نه تنها بر روی ادعاهای دروغین در خصوص كشته شدگان اخیر بلكه بر روی تمامی ادعاهای جریان سبز كه مدام سنگ انقلاب، امام و نظام را به سینه میزدند، كشیده شد.
اما هیچ كدام از این افشاگریها و خط بطلان كشیدنها نتوانست هتک وجهه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را كه تا پیش از انتخابات یك چهره الهامبخش برای مسلمانان و آزادیخواهان جهان بود جبران كند. اثرات این تخریب وجهه را میتوان در اخبار مختلف رسانههای بیگانه كه در خصوص كشورمان منتشر میشود، ردگیری كرد.
ماجرای کشته شدگان مشکوک و ادعایی، ماجرای تلخی بود. دختری كه با دسیسه و برنامهریزی قبلی توسط عدهای معلومالحال برای خدشهوارد كردن به چهره نظام در طول ناآرامیها به قتل رسید و قضایای پس از آن كه طی آن تلاش شد، نام و چهره این دختر را به سمبلی جهت ادامه ناآرامیها تبدیل كنند و یا قصههایی كه در خصوص سعیده پورآقایی ساخته شد؛ دختری كه از منزل فرار كرده بود و در تمام زمانی كه آتش شایعات در خصوص او شعلهور میشد، در گوشهای مشغول استراحت و ترمیم زخمهایی بود كه هنگام فرار از خانه بر وی وارد آمده بود و میرحسین شكستخورده در انتخابات برای احیای چهره و محبوبیت خود در مجلس ختم دروغین این دختر شركت كرد. وقایع پس از انتخابات سرشار از دروغها و افسانههایی در خصوص كشتهشدهها بود كه برای نظام و انقلاب هزینههای بسیاری را به دنبال داشت.
اما به راستی چه كسی از بالا رفتن آمار كشتهشدگان وقایع اخیر استفاده میكرد و این آمارهای دروغین به نفع چه كسانی بود؟
آن چیزی كه در این بین طبیعی به نظر میرسد، این است كه بروز این فتنه بزرگ قطعاً بدون هزینه نیست. از قدیم گفتهاند: «در دعوا حلوا خیر نمیكنند.» وقایع اخیر هم همین گونه بود و عدهای از دو طرف كشته شدهاند حال چه با گناه و چه بیگناه و قطعاً تمامی كشته شدهها مربوط به طیف معترضین نیست و اسامی زیادی از نیروهای مردمی بسیج كه برای كنترل آشوبها به خیابانها آمده بودند نیز به چشم میخورد.
در این بین، تحركات رسانههای خارجی بسیار روشن است. آنها از كاه، كوه میسازند تا بلكه مخاطب را جذب خود كنند و هر آنچه كه سردمداران پسا پرده به آنها امر میكنند به مرحله اجرا در بیاورند.
نگاهی به عملكرد رسانههایی نظیر بی بی سی فارسی، بخش فارسی صدای آمریكا، شبكه صهیونیستی العربیه، شبكه الجزیره وابسته به وهابیون تندرو و دیگر شبكههای خارجی بیانگر این موضوع است كه امپراتوری رسانهای چماق كشته شدهها را در دست گرفته است تا به وسیله آن ضمن حمله به بنیانهای نظام كه تا چند ماه گذشته در محیطی ایزوله و مستحكم قرار داشت، اهداف استعماری سردمداران خود را برای امتیازگیری از نظام جمهوری اسلامی دنبال كند.
در این میان نیز نیروهای داخلی این رسانههای استعمارگر با ارائه آمارهای غلط و خوراكهای دروغ رسانهای، بنزین به آتش میریختند و رسانهها را برای فشار هر چه بیشتر به نظام تقویت میكردند.
این نیروها همانهایی بودند كه تا قبل از انتخابات دم از امام، انقلاب و جمهوری اسلامی میزدند و در تریبونهای مختلف نظام را در معرض خطر قلمداد میكردند اما حالا به سمتی رفتهاند كه به دشمنان جمهوری اسلامی خط میدهند.
تمام این جار و جنجالها در حالی است كه سابقه كشتار معترضین در جریان اعتراضات اجتماعی و سیاسی دوران حاكمیت این آقایان در اذهان مختلف وجود دارد. كشتارهایی كه دلیلی جز ناكارآمدی دولتمردان این جریان در كنترل بحرانهای اجتماعی و سیاسی ندارد. اعتراضات مردم قزوین، مشهد، سبزوار، سمیرم، فیروزآباد و ایذه كه بسیاری از آنها اعتراضاتی اجتماعی بودند به خشونت و كشتار منجر شد و از همه جالبتر اینكه دولتمردان آن وقت تمامی سعی و تلاش خود را به كار بستند تا جلوی انتشار خبر این درگیریها را بگیرند، مبادا نقاط ضعفشان هویدا شود و چهرهای كه با نقاب گفتمان برای خود درست كرده بودند، خدشهدار شود.
و دریغ از رسانههای به اصطلاح آزاد نظیر بی بی سی، صدای آمریكا، العربیه و الجزیره كه اخبار این وقایع را پوشش دهند.
بنابراین با كنار هم قرار دادن وقایع اخیر و سركوبهای گذشته در شهرهای مختلف، آیا نمیتوان نتیجه گرفت كه سرمداران موج سبز به راستی از نظام خارج شدهاند و اهداف استعماری سایر كشورها را در داخل دنبال میكنند؟ چرا كه قطعاً هیچ فردی در داخل از بالا رفتن آمار كشتهشدههای وقایع اخیر سود و نفعی نمیبرد و این جنجالها برای معرفی هر میتی به نام جریان سبز و در مقابل سرپوش گذاشتن بر افتضاحاتی كه در دوران اصلاحات در سركوب اعتراضات اجتماعی مردم روی داد، ذهنیت دستنشاندگی برخی آقایان از سوی استعمارگران را بیش از پیش تقویت میكند.
مهدی هاشمی رفسنجانی، فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که چند روز پس از چهارمین دادگاه متهمان کودتای مخملی، ایران را به مقصد انگلیس ترک کرده بود، به زودی به کشور بازخواهد گشت.
به گفته منابع آگاه او که هماکنون میهمان کشور امارات است، در هفته جاری به سفر "دو ماهه" خود پایان خواهد داد.

گرچه تاکنون توضیح دقیقی درباره علت بازگشت مهدی هاشمی اعلام نشده اما گفته میشود که برخی "فشارهای داخلی"، موجب مراجعت او به کشور شده است.
فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی به ایران باز میگردد که خروج او از کشور بیش از آنکه خودش انتظار داشت، خبرساز شد.
هر چند دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد، "آقای مهدی هاشمی به عنوان رییس دفتر هیات امنا برای بازرسی از عملکرد این دفاتر به تعدادی از کشورهایی که دارای شعبه دانشگاه آزاد میباشند، مسافرت نمودهاند"، اما همزمانی سفر او با اعترافات متهمان کودتای مخملی در دادگاه تردیدهای زیادی را درباره علت خروج او از کشور ایجاد کرد.
متهمان در چهارمین جلسه رسیدگی به پرونده آشوبهای پس از انتخابات، چند روز پیش از خروج مهدی هاشمی، نسبت به نقش تاثیرگذار برخی از سیاسیون و آقازادهها در آشوبهای پس از انتخابات اعتراف کرده بودند.
این موضوع به همراه دستگیری همسر مهدی هاشمی در جریان آشوبهای اخیر و چندین رویداد دیگر باعث شد که برخی شخصیتهای مطرح و فعالان سیاسی خواستار رسیدگی به اتهامات فرزند رئیس مجمع تشخیص شوند.
با این حال، او که در جریان اغتشاشات پس از انتخابات به همراه خواهرش، فائزه هاشمی، مدتی ممنوعالخروج شده بود، برای آنچه "ماموریت کاری" اعلام شد، کشور را به مقصد لندن ترک کرد.
مهدی هاشمی پس از چند روز اقامت در لندن و انجام دیدارهایی خبرساز، به کویت و سپس کشور لبنان رفت و از چندی پیش نیز سفر خود را در امارات پی گرفت.
اما سفر او در حالی حدود "60 روزه" به طول انجامیده که دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد، نهاد تحت ریاست مهدی هاشمی، همزمان با آغاز سفر او، اعلام کرد که "ایشان به زودی به کشور مراجعت خواهند کرد."
به هر حال، اکنون که فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت قصد مراجعت با کشور را کرده است، میتوان به صحت درخواستی که هاشمی رفسنجانی از رئیس قوه قضاییه در مورد رسیدگی به شائبهها، شایعات و اتهاماتی که در مورد اعضای خانوادهاش مطرح است، پی برد.
عليرضا بهشتي نيز كه به سبك مهدي كروبي قصد بر هم ريختن نظم نمايشگاه را داشت، به فاصله كمتر از 15 دقيقه پس از ورود به نمايشگاه مجبور به فرار شد.

عليرضا بهشتي ساعت 16:45 وارد شبستان مصلي تهران محل برگزاري نمايشگاه مطبوعات شد و تعدادي از افراد شعار "صل علي محمد بوي بهشتي آمد"، "مرگ بر ديكتاتور"، "جنبش سبز آماده قيام است" سردادند و نظم نمايشگاه مطبوعات را برهم زدند.

بهشتي سپس به غرفه روزنامه اعتماد رفت و در حالي كه تعدادي از افراد در حمايت از وي شعار سر ميدادند، جمع زيادي از بازديدكنندگان با تجمع مقابل غرفه اين روزنامه شعار "بهشتي دروغگو"، "بهشتي ننگ بهشتي شدي"، "دروغگو حيا كن، مصلي رو رها كن"، "دروغگو برو بيرون"، "دروغگو، دروغگو، 72 كشتهات كو"، "مرگ بر سيد امريكايي"، "بيبيسي، موسوي، پيوندتان مبارك" سردادند كه موجب شد وي در ميان حفاظت نيروهاي انتظامي از نمايشگاه مطبوعات فرار كند.

در حالي كه عليرضا بهشتي از نمايشگاه خارج شده بود، تعداد زيادي از بازديدكنندگان به نشانه اعتراض به برهم زدن نظم نمايشگاه از سوي بهشتي و تعداد معدودي از طرفدارانش، براي دقايقي شعارهاي "مرگ بر ضد ولايت فقيه"، "خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست"، "واي اگر خامنهاي حكم جهادم دهد"، "ماشاءالله، حزبالله سردادند" در حمايت از انقلاب اسلامي و رهبري سر دادند.
اين جمعيت در حالي كه در مقابل برهم زنندگان نظم نمايشگاه مانور وحدت دادند، با رسيدن به مركز نمايشگاه با دعا و صلوات به تجمع خود پايان دادند.
روز جمعه نيز مهدي كروبي با حضور در نمايشگاه اقدام به اخلال در نظم كرده بود كه با شعار "مرگ بر منافق" بدرقه شد و نتوانست بيش از 20 دقيقه در نمايشگاه بماند.
اخيرا عکسي در صفحه انقلاب سبز فيس بوک که داراي 14000 بيننده است منتشر شده و گفته شده که عکس مزبور مربوط به کشته شدگان سبزها در درگيريهاي اخير مي باشد.
عکس منتشر شده در فيس بوک در حالي به عنوان کشته هاي جريان سبز معرفي شده است که اين عکس پيش از آن در سايت ضداسلامي http://avideditor.wordpress.com به
ظاهرا طراحان خارجي اغتشاش سبز به منظور تکميل حلقه عمليات رواني خود با کمبود تصاوير و عکس مواجه هستند و به ناچار به انتشار تصاوير کشتگان ساير کشورها روي آورده اند.


در حاشيه شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاريها مهدي كروبي كانديداي شكست خورده در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم با حضور در نمايشگاه مطبوعات جو آرام اين نمايشگاه را براي دقايقي به هم ريخت. كروبي اخيرا با ادعاهاي كذب اتهام هايي را عليه نظام مطرح كرده بود.
در بين طرفداران كروبي كه از ابتداي ورود وي را همراهي مي كردند، در دست برخي از اين افراد چوب ديده مي شد كه گاهي با آن به سمت برخي مردم و طرفداران انقلاب حمله ور مي شدند.

* كروبي در دقايق ابتدايي حضور خود در نمايشگاه مطبوعات با خيل مردمي روبه رو شد كه از او با شعارهاي مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولايت فقيه استقبال ميكردند.
* حجم شعارها بر عليه كانديداي شكست خورده دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به حدي بود كه وي مجبور شد از همان ابتداي نمايشگاه راه خود را كج كرده و به دنبال درب خروج باشد. اما در اين بين نيز با شعارهاي «مرگ بر دروغگو» و «مرگ بر منافق» حاضرين در نمايشگاه روبه رو شد.
عدهاي از هواداران اندك وي در نمايشگاه نيز در اين بين با شعار درود بر كروبي و شعارهايي عليه نظام و انقلاب به دنبال درگيري و به اغتشاش كشاندن جو نمايشگاه بودند كه موفق به اين كار نشدند.
* در نهايت مهدي كروبي در ميان شعارهاي فراوان حاضر در نمايشگاه كه عليه وي سر داده ميشد از همان دري كه وارد نمايشگاه شده بود خارج شد.
* يكي از محافظان مهدي كروبي براي متفرق كردن انبوه جمعيت معترض به صورت هوايي اقدام به تيراندازي نمود. اين امر در بين محافظان شخصيتهاي كشوري اقدامي شايسته محسوب نمي شود.

* مهدي كروبي بعد از حضور چند دقيقه اي در نمايشگاه از طبقه دوم مصلي خارج شد. كروبي در پي هجوم برخي افراد به سمت وي و پرتاب لنگه كفش به طرف او مجبور شد بدون عمامه مصلي را ترك كند.
* به هنگام ورود كروبي به نمايشگاه جمعي به صورت سازماندهي شده در اطراف وي حضور پيدا كرده و با شعارهاي هماهنگ سعي داشتند جو نمايشگاه را به نفع اين كانديداي شكست خورده انتخابات اخير رقم بزنند؛ اما وي چند قدم در نمايشگاه پيش نرفته بود كه جمعيت حاضر در نمايشگاه در اطراف كروبي حلقه زده و شعارهاي "مرگ بر منافق "، "مرگ بر ضد ولايت فقيه "، "كروبي دروغگو، پول جزايري كو "، "مرگ بر ديكتاتور "، "ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند " و "مرگ بر دروغگو " سر دادند تا وي متوجه شود كه جو نمايشگاه به هيچ وجه مطلوب وي و همفكرانش نيست.
كروبي پس از مواجه شدن با شعارهاي مذكور كه از سوي عده زيادي از حاضران در نمايشگاه سر داده ميشد، مجبور شد عطاي حضور در نمايشگاه را به لقاي حفظ تتمه آبرو، بخشيده و راه را براي خروج از نمايشگاه كج كند.
اما اين پايان ماجرا نبود و جمعيت حاضر در نمايشگاه قصد داشتند به جهت اقدامات 4 ماه اخير كروبي كه موجب خدشه وارد شدن به اعتبار نظام جمهوري اسلامي و وارد شدن آسيبهاي فراوان به همميهنانشان شده بود، وي را با شعارهاي خود تا درب خروجي نمايشگاه مشايعت كنند.
پس از كج كردن راه از سوي كروبي، جمعيت حاضر مجددا با شعارهاي "دروغگو برو گم شو "، "مزدور برو گم شو " و "مرگ بر منافق " وي را همراهي ميكردند .
در اين بين نهضت لنگه كفش نيز به راه افتاد و جمعيت خشمگين حاضر با پرتاب كردن لنگه كفشهاي پيدرپي به سبك "منتظرالزيدي " به سوي كروبي، اقدامات اخير وي كه موجب صدمه ديدن و كشته شدن جمعي از جوانان كشور شده بود را پاسخ ميگفتند.

اعتراضات مردم خشگين در نمايشگاه و اين لنگهكفشهاي پيدرپي و جاخاليدادنهاي كروبي در نهايت منجر به افتادن عمامه از سر كروبي شد و وي را مجبور كرد كه نيمي از وقت حاضر در ميان جمعيت معترض را بدون عمامه سپري كند.
محافظان كروبي كه به دنبال جايي براي اسكان آرام كروبي و حضور مجدد وي در سالن نمايشگاه بودند، به دليل حضور خيل جمعيت معترض با شكاندن پارتيشنهاي برخي غرفهها به دنبال محلي براي حضور كروبي بودند كه اين امر نيز موجب نشد كه مردم از بيرون كردن وي از نمايشگاه منصرف شوند.
گروه ساماندهي شده نيز پس از روبرو شدن با جمع زيادي كه عليه كروبي شعار ميدادند، غائله را ترك گفته و صحنه را به سود معترضان به كروبي و موسوي ترك كردند.
از جمله نكات جالب در اين غائله، استفاده مكرر برخي محافظان كروبي از شوكهاي الكتريكي عليه معترضان بود .برخي محافظان كروبي علنا مردم را به برخورد تهديد ميكردند.
اما يكي از اتفاقاتي كه به ندرت در حضور شخصيتهاي سياسي كشور در مجامع عمومي به چشم ميخورد، استفاده از سلاحهاي گرم است كه حضور كروبي در نمايشگاه موجب شد اين اتفاق نيز رخ دهد.
اما اين شليك هوايي نيز موجب پراكنده شدن جمعيت معترضان به كروبي نشد تا اينكه كروبي در نهايت با سوار شدن به خودروي خود نمايشگاه را ترك كرد و آرامش به نمايشگاه برگردانده شد.
پس از خروج كروبي از نمايشگاه، جمعيت معترض با شعارهاي "الله اكبر " و "ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند " و ... به داخل نمايشگاه آمدند.

اين جمعيت پس از ورود مجدد به نمايشگاه با شعارهاي "الله اكبر "، "مرگ بر منافق " و "مرگ بر ضد ولايت فقيه "، «بسيجي واقعي نورعلي شوشتري»، در نمايشگاه دور چرخيده و با ذكر صلوات به روح مطهر شهدا و بخصوص شهداي اخير حادثه تروريستي "پيشين " به تجمع خود پايان دادند.

سلام آقا فرج اميدوارم كه حال شما خوب باشد الآن كه اين نامه رامي نويسم در روستا همه حالشان خوب است و ملالي نيست جز دوري شما، اينجا همه منتظر ديدن شما هستند تا بيايي و دوا و درمان سير تكاملي جامعه سنتي ما به مدرن و مريضي بز مش مراد را با خودت بياوري، آقا فرج اين چند وقتي كه شهر شلوغ بود از شما خبري نبود!! راستي كجا بودي؟! البته تساهل و تسامح بهتر است مخصوصاً در خارج زير باد كولر، ولي ما اينجا فكر كرديم خداي نكرده شما دچار حادثه اي شده باشي يا كهريزك باشي كه چند روز پيش فهميديم به حمدا... مثل سابق سالمي(!) و همانطور دوباره شعر و سرود مي خواني كه شهروندان اين جامعه نامدني را شاد مي كني، من اين نامه را به رسم احوالپرسي و به مجرد عقل متكثر خود براي شما نوشتم تا از خيل عظيم توجه مردم به جنابعالي جا نمانده باشم،
يادت مي آيد در روستا ظهرها موقع چاشت و بعد از انقلاب فرهنگي با آن الاغ بي زين و ركاب چقدر مي تاختي شنيده ام هنوز هم همين كار را مي كني و به آن الاغ بيچاره بار درس و مشقت را هم افزوده اي، من نمي دانم رنگ زرد چگونه مطلقاً نسبي يا نسبتاً مطلق سبز مي شود؟! يا اينكه درجه تكثر شما الآن به چند رسيده؟؟ يا وقتي به نظر من، اينجا تهرانه اونجا كجاست، يا اگه من توام تو كي هستي؟؟ و خلاصه سواد ندارم و از وضع مملكت بي خبرم، ولي مي دانم كه در اين مملكت شما بيشتر از همه درد دين داريد و اين را همه مي دانند، همه مي دانند كه شما چقدر از سر همين درد دين آن را فداي آزادي و حقوق بشر نمي كنيد و نكرده ايد و طشت رسواييتان هم از آسمان بر زمين نيفتاده، چون جاذبه زمين امري دروني و فردي است، همه اينها را من به اهالي روستا گفته ام و همه مي دانند كه دموكراسي باارزش تر از گاوهايشان است و مي دانند كه اين شما و دوستانتان نيستيد كه اين روزها در حال انداختن آخرين تيرهايشان به اين سو و آن سو و عقده گشايي هستند و صداي داد و هوارشان به روستا هم مي رسد، چون اصولاً ببخشيد نسبتاً، حقيقت مطلقي وجود ندارد چه برسد به شما كه نمي دانم وجود داريد يا نه!!؟ در آخر همه اهالي سلام مي رسانند و سلامتي همه مريضها و بز مش مراد را از خداوند متعال خواستارند.